دنیای فانی

من این دنیای فانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

من این لّذات آنی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

به جز محبوب یکتایم نمی‏دانم نمی‏دانم

به جز آن یار جانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

به جز راه وصالش را نمی‏پویم نمی‏پویم

جز این ره کامرانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

به فطرت عشق پاکش را به دل دارم به دل دارم

دگر معشوق ثانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

دلم از وی نشانی را به من داده به من داده

ز دیگر کس نشانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

به جز بار حضوری را نمی‏یارم نمی‏یارم

سبکبارم، گرانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

به جان درد و غم او را خریدارم خریدارم

ز غیرش مهربانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

 

دل بشکسته می‏خواهم ندانستم ندانستم

دگر من شادمانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

به جز قرآن کتابی را نمی‏خوانم نمی‏خوانم

به جز سبع المثانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

علی و آل پاکش را پذیرفتم پذیرفتم

فلانی و فلانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

حسن را در لقای خود نگهدارش نگهدارش

که بی تو زندگانی را نمی‏خواهم نمی‏خواهم

 

/ 0 نظر / 6 بازدید